قناری انقدر عاشق بود که صراحت قفس را ندی

قناری

قناری انقدر عاشق بود که صراحت قفس را ندید

و ندانست آبی محزون بالای سرش اسمان است

و قناری در غربت ترانه خوانش خوشبخت بود خوشبخت...

 

 

آیا هر چیزی که برای انسان خوشایند است، برای او مفید هم هست؟

نقطه شروع سوالات همینجاست.

.....من هر موقع گرسنه ام میشود، میل دارم غذا بخورم به خصوص غذاهای مورد علاقه ام را. یعنی غذا خوردن برای من خوشایند است. آیا می توانم نتیجه بگیرم هر موقع گرسنه میشوم غذا خوردن برای من مفید هم هست؟

هر موقع خوابم میگیرد دوست دارم بخوابم، آیا هر موقع خواب آلوده شدم خواب برایم مفید هم هست؟

در همین مورد اخیر: می دانیم انسان می تواند در شرایطی قرار بگیرد که اگر بخوابد ـ حتی اگر به شدت خوابش بیاید ـ خطرات مهمی مثل مرگ او را تهدید میکند. شخصی که از سرما در حال یخ زدن است، شخصی که ضربه مغزی خورده و احتمال فرو رفتن در کما دارد و ....اینها مواردی هستند که اگر چه چیزی مطلوب انسان است اما نه تنها برای او مفید نیست بلکه مضر هم هست.

چرا مضر است؟ سوال ساده ایست چون سلامتی جسمی انسان را به خطر می اندازد.

اما این سوال همیشه ساده نیست. چون وقتی از کسی که در ماه رمضان روزه میگیرد بپرسیم  چرا چیزی نمی خوری؟ مگر دوست نداری؟ میگوید: دوست دارم . پس چرا نمی خوری ؟ میگوید:.... چه میگوید؟ هر چه بگوید مسئله را به حیطه ای وارد میکند که مربوط به جسم نیست.

یا وقتی که انسانی چیزی را که خودش دوست دارد به دیگری میبخشد مسئله به محبت و رابطه عاطفی بین دو انسان کشیده میشود که مسئله ای فراتر از جسم است.

واضح است که همهء انسان جسم او نیست.

یعنی همه شخصیت و هویت انسان را جسم او و مسائل مربوط به جسم او تشکیل نمی دهد.

به بیان ساده تر همه نیاز های انسان و همه گرایش های انسان مربوط به جسم او نمی شود.

بنا بر این انسان موجودی پیچیده و چند لایه است. وقتی موجودی دوزیست شد. و چند لایه شد دیگر نمی توان راحت در مورد او سخنی گفت. و نمی شود زود حکمی صادر کرد فلان چیز برای او مفید است یا مضر است. نمیشود  تا وقتی که همه لایه های وجود انسان را عمیقا بررسی کنیم تا هیچ جنبه ای از وجود انسان را نادیده نگرفته باشیم

 

وقتی چیزی احساس می کنی یا می شنوی و می بینی چشم ها یت تنگ و مضطرب می شود. با نگاهی تند اطراف را برانداز می کنی، منقطع و بریده بریده....هنوز نمیدانی باید لذت ببری یا نه . نا خود آگاه منتظر کسب اجازه از دیگرانی. دیگرانی که خود شاید منتظر شمایند. هنوز خود را بلا تکلیف می دانی و برای احساسات خود دلیل می تراشی. و رد و اثبات می کنی خود را. در صورتی که توی واقعی همانی هستی  که احساس می کنی. خوب یا بد زشت یا زیبا.

ای کاش روزی آنقدر شجاعت بیابیم که با صدای بلند اعلان کنیم از چه لذت میبریم و از چه نه!

بدون اینکه عذر تراشی کنیم و نگران تحلیل دیگران باشیم.

آدمی که تنها به این دنیا می آید و تنها خواهد رفت و حتی در اوج شلوغی اطراف در قفس تنهایی خود محبوس است. چرا باید برای دیگران زندگی کند؟ برای دیگران احساس کند؟ ای کاش روزی آنقدر عزت نفس بیابیم که برای خود زندگی کنیم. با طرح و نقشه ای که خود برای خود یافته ایم بدون احتیاج به امضاء و تائید دیگران.

ای کاش روزی همه ی دانه های پازل وجودمان را  رو کنیم، مرتب و منظم کنار صفحه بچینیم و با آرامش خاطر تصویر را تکمیل کنیم ـ صفحه ای منحصر به فرد ـ با طرح و تصویری یکتا .....و حتی برای پیدا کردن برخی دانه ها حاضر باشیم تمام عمر وقت صرف کنیم.

و از محدودیت صفحه ی پازل دلخور نمی شویم و از ابعاد کوچک دانه ها .... و از خطوط محو روی صفحه ( که با عینک عقل و دین دیده می شوند)....اگر چه همه اینها محدودیت دست و پا گیرند. اما بدون آنها پازلمان تکمیل نخواهد شد و دانه های بی شکل و ابعاد نتراشیده را روی زمین نمی توان چید...

با سر بلندی به سراغ صفحه پازل اصلی مان می رویم و تصویر نهایی هر چه شد باکی نیست! ... هر چه باشد خودمانیم و خود کاملی هستیم.

...روحم پرانده بود نه پرنده و نه پرنده...

زن و من

خیابان های یکطرفه
با سرسره های پیچ در پیچ
من
دستهای زنی را در دست گرفته ام
که مدتها پیش
دستهای زنی در من
و من زنی را
«
هیس ! ساکت حرف نزن»
صد ها هزار فکر
زن از من میگوید
ماربارو سیگاری است که من دوست دارم وقتی زن با آن یا من، ماربارومن، با زن درحالیکه
همیشه سکوت است بعد فکرهایی که
از زن با من بگوئید
و مردهای آنطرف خیابان یکطرفه سوی دیگر خیابان را دید میزنند که
من های زیادی دست در دست زنانی که همیشه
دستهای زنی در من
و من زنی را
که من با سیگاری روشن
زن میشوم

   

سه نقطه

26

سرد
مانند یک تکه یخ
پشت موتوری فرسوده
نشسته ام و به امتداد جاده نگاه میکنم

   

ذغال - ۶

23

ما بلوز یقه اسکی هستیم
ما / صفائیه تا بلوار
ما / ساندویچ هایدا
...
ما حتی یک قوم نفرین شده هم نیستیم

   

ذغال - ۵

20

سرنوشت
وقتی دستت را جلو می آوری
و گرمای ذغال را روی دستانت حس میکنی
شاکی میشوی
کارد میوه خوری را بر میداری
و همه قانون های ننوشته را پاره میکنی
ریز ریز
میریزی جلوی پای مرد قانون
قانون
مثل سرنوشت
نوشته محتومی نیست
قانون
بیشتر شبیه عقده های مردانیست
که همیشه حق تقدم را به خانمهای بزک کرده داده اند

   

ذغال - ۴

10

همیشه همینطور است
وقتی میخواهی مثل دیوانه ها
فرآموش کنی خودت را
زندگی را
خدا
مثل یک هویج
برابر چشمانت سبز میشود
دستش را می آورد بالا
و محکم درون سوتش فوت میکند
ولی برای قوم نفرین شده ای چون ما
همه چیز برعکس میشود
به خدا که میخواهی فکر کنی
خودت ، زندگی ، کار‌ ، هویج
حق تقدم با خانمهای بزک کرده است

   

ذغال - ۳

برش از تاریخی / زمان
زمانی برش از تاریخ معنی میگیرد
که روی صندلی راحتی نشسته باشید
و به گوته بیندیشید
همینطور که اشعار حافظ را زمزمه میکنید

   

یک اتفاق دردناک

7

تکرار / تاریخ
تاریخ / تکرار
اینجا پر است از تکرارهایی که تاریخ ... / تکرار
تکرار / تاریخ
گاهی زمان به قدر خودش مستقیم نگاه میکند
گاهی زمین برای نمایش اندامش دست و پا میزند
روزها برای روزها سیر میگریند
وچون برای روزها سیر گریستند
روزها برای روزها
تکرار برای تاریخ
تاریخ برای تکرار میگریند
[]
پرواز
یک مقدار مشکل میشود
اینکه از دوطرف بدنت دوبال سفید رنگ دربیاوری
و با قدرت هرچه تمامتر تکانشان بدهی
نگاهشان کنی و بگویی که
من گناهکار نیستم
من اهل جزایر اسکاندیناوی نیستم
من خودم هستم با ملاحظه اینکه متاسفانه یک انساتم
[]
یک تخم مرغ
با تمام جذابیتش یک تخم مرغ است
گیریم تخم مرغها هم درد را حس میکنند
اما من به هرصورت که نگاه میکنم
اهل جزایر اسکاندیناوی نیستم
[]
یک پیرمرد
با نوه اش
کنار ساحلی آرام نشسته است
وچه اتفاق دردناکی
وقتی کنار ساحلی آرام
با نوه ات نشسته ای
[]
تاریخ برای تکرار میگرید
تکرار برای تاریخ
و دروغ
میان همه تکرارها
خودش را کتمان میکند

   

ذغال - ۲

5

این اشکال ندارد
که مثلا با صدای بلند قهقهه بزنید
و یا با کارد میوه خوری دست خود را زخمی کنید
طریقه استفاده از چسب زخم به همین سادگیست
روی بسته اش
به صورت مصور آموزش داده شده

   

ذغال ۱

3

مترادف دیوانه
با کمی اغراق
دیوانه میشود
رنج گران اینکه
۵۰ درصد مردم پذیرفته اند
دیوانه ها آدمهایی با اشکال غیر هندسی هستند
سرنوشت
نوشته محتومیست
نه دست من و تو
و نه حتی دست سفید خدای دیوانه
نمیتواند نظر ۵۰ درصد دیگر مردم را تغییر دهد
باری
ما یک قوم نفرین شده هستیم
خدای ما ۱۰۲۴ سال است که جان داده

 

 

 

...روحم پرانده بود نه پرنده و نه پرنده...

 

 

پدر رو به پسرش میکند و میخندد / پسر رو به پدرش میکند و نمیخندد

یکی از اشعار عرفانی شیخ دو عالم ؛ عبید زاکانی

 با اندکی سانسور :

 

   ،؛،   


طبیعت غیر طبیعی یا همان نمک در نمکدان شوری ندارد ... !!!

 

باور کرده بودیم

نیش عقرب ، نه از ره کین است

اقتضـــای طبیعـتش ، ایـــن است

؛

این روزها

عقرب هایی می شناسم

کینه ی شتری در سینه دارند

این روزها

...  خیار را از هر طرف که گاز بزنی ؛ کـ . ـونش تلخ است  ...

 


مربّا بده بابا ... !!!

 

... پاسی از زندگی گذشت ...

و

، پیـــــر شدیم ،

امّا

،؛، هیچ کس به ما نگفت ،؛،

بابا

 

 ... از دفترچه خاطرات جوانی ناکام با اجاقی کور ...


اون درخت پر غرور که سرش داره به خورشید می رسه منم منم ،؛، تو بزن ، تبر بزن ... !

 

برای خودم ، یک پا ، آسمان خراش بودم

؛

!!?  دیدی  ؟!!

دستی دستی ، برایت ، زمین گیر شدم

،؛،

حالا

سرسری می گیری

دست و پا زدنم را

!


زیر پتو ؛ ساعت شبرنگ یا حرکات هماهنگ ؟!!

 

بچّه که بودم ؛ وقتی که می گفتن ؛ خدا ، هر گناهی رو که انجام بدی ؛ می بینه ... !!!

اوّلین سوالی که به ذهنم می رسید این بود :

" وقتی زیر ۱۰ تا پتو هم باشی ؛ بازم خدا میتونه ببینه  ؟!!! "

؛

 

از همون بچّگی گناه های ما فقط زیر پتو بود  ... !!!

 


هر که بامش بیش ،؛، برفش بیشتر

 

همه چیز دست خودمونه ؛ غیر از اون چیزایی که دست خودمون نیست

مهم نیست

کم یا زیاد

،؛،

فقط

... همون اندازه خوب باشیم ...

 

 


خیلی خوش چُسی ؛ کنار باد هم می شینی ... !!!

 

کوی به کوی

و

منزل به منزل

همه جا را به گند می کشی

و

ادّعا می کنی

"" چهار دیواری ؛ اختیـــــاری ""

،؛،

شاید

دیواری کوتاتر ار دیوار من

پیدا نکرده ای

که

همسایه ی دیوار به دیوار شده ای

 


یک روی روضه خوان و یک روی گریان ؛ امّا جای اشک خالیست ... !

 

گاهی مهم نیست

سرگردانی

 میان

بــاور و تردیـد ؛ علاقه و معمّا

وقتی هیچ روی سکّه چشم نواز نیست

،؛،

 

کسادی بازار از جنس خراب است

وگــرنه

من خریدار بودم

 


عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را ،؛، دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را

 

،؛، عشق ،؛،

مــا بودیم ؛ ولی تنـها

 

،؛،

 

،؛، عقل ،؛،

مـــن و تــو ؛ ولی همراه

 


یک دست شمشیر ؛ یک دست سپـر

 

ترس ؛ برادر مرگ است

،؛،

امّا گاهی

سر ِ نترس  نیز ؛ خواهر و مادر زندگی را به هم پیوند می دهد

!

 


و همین لباس زیبا ؛ نشان آدمیّت ... ؟!!

 

اینجا

عقل ها 

 به چشـم هاست

و

چشم ها

 کور کورانه می نگرند

،؛،

 

اینجا

یک کیلو پنبه ؛ از یک کیلو آهن ؛ سنگین تر است

 

 

 

چهارچوب / تقاطع دو جفت خط موازی
ناچاریم بپذیریم که مسائل مهمتری از امتداد نگاه ها هم وجود دارد
ارتفاع / فاصله کف پا تا مسطح ترین سطوح به واحد مرسوم
چهارچوب
یک میز بزرگ دوازده نفره
دستگیره در به سمت پایین کشیده میشود
وقتی گرانبهاترین پیرهنها را میشود با قدری زحمت بیشتر بدست آورد
وقتی از ترکیب دو عنصر کاملا بی ربط نمک شکل میگیرد
از کدام واقعه میشود با یقین صحبت کرد
از آمدن تو...
از فرآموشی من میان گله های دوازده نفره
از هبوط میان پست ترین ارتفاع ها
و سیم
که چهارچوب را به هم متصل میکند

   

سنگ - سنگ - سنگ

کینه ز غیظ
دشنه به سینه فرو آوری ز چه؟
سینه چون سنگ خاراست
درون تلی سنگ / دل / تلی سنگ
سنگ روی سنگ بند نمیشود
من یائسه متعصبه ای را آبستن کرده ام / که ۷ چروک بر پیشانی / لبانش را به هم دوخته
من زنـــای محصنه / یا که / «در کجای زمین ایستاده ام؟»
دل ربوده ز پیرزنی / ربوده دل، پیرزنی
زنی با ۷ سنگ / پیشانی / به سنگ میساید
کنار شیطان / ایستاده ام / میان حلقه ای از سنگ اندازان
و پیرزنی
که به کینه
ز غیظ
میزند به سنگ
سنگ
سنگ

   

...

بگذارید زمین برای مرد باقی بماند / مرد برای زمین
پدر رو به پسرش میکند و میخندد / پسر رو به پدرش میکند و نمیخندد

   

به آرامي چشمان خود را باز كني

ساختمان دستگاه تنفس واهميت تنفس شکمی

 

در آغاز مدي تيشن و در طول آن بايد به طور صحيح تنفس كنيم . و طرز تنفس صحيح ، تنفس شكمي است، كه در زير به طور كامل آنرا توضيح داده ايم.

دستگاه تنفس از چند قسمت تشكيل شده است. ريه ها بخش اصلی دستگاه تنفس هستند. ريه‌ها در دو سمت سينه واقع شده‌اند و قلب و عروق بزرگ و مری آنها را از هم جدا می‌كنند. يكی ديگر از بخش‌های مهم دستگاه تنفس ديافراگم است. د يافراگم در تنفس نقش اساسی دارد و در قاعده شش‌ ها  قرارگرفته است. د يافراگم در واقع پرده عضلانی است كه حفره شكمی را از حفره سينه جدا می‌كند. كار ديافراگم  ايجاد فشار منفی برای كشيدن هوا به داخل ريه‌ها است. بدنبال انقباض ديافراگم يك خلاء نسبی در قفسه سينه ايجاد شده و اين امر خود باعث اتساع ريه‌ها می‌شود. در اين بين عضلات بين دنده‌ای با انقباض خود موجب اتساع قفسه سينه و كمك برای ورود هوا می‌شوند. نتيجه اين روند، مكش هوا به درون ريه‌ها است.

بايستی توجه داشت قفسه سينه يک شبکه اسکلتي است. بنابراين دارای ظرفيت محدودی از نظرقدرت اتساع است. در يک تنفس درست ديافراگم مهم‌ترين نقش را ايفا می‌كند. بنابراين كنترل ديافراگم اولين قدم در تمرين‌های تنفسی است. وقتی ديافراگم در حالت استراحت قرار می‌‌گيرد، ريه‌ها جمع شده و هوا تخليه می‌شود. تمرين ساده تنفس عميق با حركات ديافراگم ، بنياد علم تنفس  يا پراناياما است.

آنچه در يک تنفس درست اهميت دارد حرکت شکم و ديافراگم است. در واقع تنفس درست با بيرون دادن شکم شروع می شود. وقتی شکم به سوی بيرون حرکت کرد، احشاء محوطه شکمی نيز به سوی بيرون حرکت می کنند. در اين حالت ديافراگم می تواند به راحتی به سوی پايين حرکت کند و هوا را به داخل ريه ها بکشاند. بعد از باز شدن شکم، قفسه سينه نيز باز شده و چرخه تنفس کامل می شود. در هنگام بازدم نيز مجددا شکم به داخل جمع ميشود و به هل دادن ديافراگم به سوی بالا هوا را خارج می کند. به اشکال زير دقت کنيد. حرکت ديافراگم و انقباض و انبساط ريه بخوبی در اين شکل نشان داده شده است.

ديافراگم و ريه ها در حالت دم و بازدم. راست حالت دم و چپ حالت بازدم را نشان می دهد. به حرکت ديافراگم دقت کنيد.

 

  در حالت عادی، با هربار تنفس، مقدار 500 سی‌سی هوا وارد ريه‌ها می‌شود و بعد از تبادل اكسيژن و دی‌اكسيدكربن از ريه‌ها خارج می‌شود. با افزايش عمق تنفس می‌توان مقدار اين هوا را به ميزان زيادی افزايش داد. با اين تمرينات مي توان اين مقدار هوا را به 2500 سی‌سی در هربار تنفس برسانيد. بنابراين يكی از اولين اثرات اين تمرين ورود هوای بيشتر به ريه‌ها و امكان تنفس بهتر و عميق‌تر است. مهمتر اينكه با ورود هواي بيشتر به درون ريه‌ها، مقدار انرژی حياتی زيادتری وارد بدن می‌شود و سطح آگاهی و انرژی تا حد بسيار زيادی تغيير می‌كند. اين امر بعد از تمرينات بسيار محسوس است.

 

 

 

يك موزيك آرام ترجيحا موزيكهاي مخصوص مدي تيشن

 

هر موزيك آرامي كه به شما احساس آرامش مي دهد براي مدي تيشن عالي است. شما مي توانيد از موزيكهاي مخصوص كه همراه با صداي پرندگان و باران و دريا و... است و در بازار يافت مي شود براي اينكار استفاده نماييد. يا موزيك هاي كلاسيك ماند موزيكهاي موتزارت يا ...

 

توجه:

يكي از مسائل مهمي كه ما مي خواهيم در مدي تيشن به آن برسيم اين است كه فكر خود را از مشغله و انواع افكاري كه در طول روز ما را به خود مشغول نموده، رها نموده و به ذهن خود آرامش و استراحت دهيم.

كه البته اين كار آسان نيست. فكر كردن امري است طبيعي اما فقط كافي است كه شما روي افكاري كه وارد ذهنتان مي شود زوم نكرده و براحتي و به آرامي آنرا از ذهنتان بيرون كنيد.

نه با آن بجنگيد نه براي آن دليل و برهان بياوريد نه به تفسير و توضيح آن بپردازيد.

به آرامي فكر را از ذهنتان خارج كرده و مجددا تمركز خود را به مدي تيشن برگردانيد.

 

 

  

قبل از شروع مدي تيشن ، مي توانيد،‌عودي را كه بوي آن را دوست داريد روشن كنيد، يا از شمع هاي عطرآگين با بويي كه آنرا مي پسنديد استفاده كنيد تا فضاي اطرافتان را عطرآگين نموده و سطح انرژي مثبت اطرافتان را بالا ببريد. بوي خوش و موزيكي كه به شما آرامش مي دهد به تمركز بيشتر شما كمك خواهد كرد.

 

 

مي توانيد مدي تيشن را با چشمان بسته انجام دهيد. يا با چشمان باز.

 

با چشمان باز مي توانيد از يك شمع روشن در مقابل خود استفاده نمائيد و با تمركز بر روي شعله آن، سعي كنيد فقط به شعله نگاه كنيد. به نور شمع و هاله دور آن توجه كنيد و سعي كنيد كمتر پلك بزنيد و اگر افكار آمدند ، آرام آنها را از ذهنتان خارج كنيد و مجددا تمركز خود را به نور شمع دهيد. اگر متوجه شديد فكري ذهنتان را مشغول كرده وشما توجه تان از شمع خارج شده، به آرامي فكر را رها و رد كنيد و دوباره توجه خود را به نور شمع برگردانيد.

  

با چشمان بسته

به محض اينكه شما چشمان خود را بستيد در محل چشم سوم يا چاكراي شماره 6 قرار داريد. چاكرا يا چرخه انرژي كه محل آن بين دو ابرو قرار دارد و مركز روشن بيني و روشن ضميري است و ما تله پاتي و ارسال افكار خود به ديگران و حس ششم خود را مديون اين چاكرا مي باشيم.

پس آرام چشمان خود را ببنديد و تنفس شكمي انجام دهيد.

 

 

1-  با بيني ، يك دم عميق شكمي انجام دهيد

2-  چند لحظه نفس را نگه داريد

3-  سپس با دهان و با كمك شكم ، تمام نفس را به بيرون برگردانيد

سعي كنيد زمان دم و نگه داشتن هوا و بازدم باهم مساوي باشد به طور مثال:

اگر دم شما 4 ثانيه طول مي كشد . هوا را 4 ثانيه در درون ريه خودنگه داريد و بعد با يك بازدم 4 ثانيه اين هوا را به بيرون برگردانيد.

چند با اين عمل را انجام دهيد. تا به يك احساس آرامش دست يابيد.

 

 

 

شما در حال مدي تيشن هستيد به موزيك گوش دهيد و اگر فكري به ذهنتان خطور كرد به آرامي آنرا از خود دور كنيد و دوباره توجه خود را به مدي تيشن و شنيدن صداي موزيك برگردانيد.

  

 

اين حالت را مي توانيد تا 20 دقيقه حفظ كنيد.

بعد از 20 دقيقه براي خارج شدن از مدي تيشن: چند تنفس شكمي انجام دهيد و تمركز خود را به محيطي كه در آن نشسته ايد برگردانيد و حضور در جايي كه نشسته ايد حس كنيد، توجه خود را به تنفس شكمي خود دهيد و بعد از چند تنفس به آرامي چشمان خود را باز كنيد.

 

نكته:مدي تيشن را مي توانيد روزي يكبار انجام دهيد و سعي كنيد زمان انجام آن بيشتر از 20 دقيقه نشود.

 

• مدیتیشن

مدیتیشن روشی است که به ذهن آموزش می دهد تا بتواند روی یک شی ء ساده تمرکز کند. با این کار برای مدتی به ذهن خود استراحت داده تا بدین وسیله از فکر کردن در مورد مشکلات و نگرانی ها رها شود. در این رابطه می توانید به روی یک شیء یا یک رنگ ساده، گل یا نحوه تنفس خود تمرکز کنید.

هنگامیکه در یک فروشگاه یا در صف
بانک، در پشت ترافیک چراغ قرمز و یا منتظر آسانسور هستید، مثلا به جای شکایت کردن از سنگینی ترافیک و افزایش اضطراب خود با تمرکز بر روی تنفس و دم و بازدم خود به ذهنتان استراحت دهید و نگرانی ها را از خود دور کنید.

یک صحنه دلنشین که
می تواند موضوع مدیتیشنی خوبی باشد همانند نیلوفر آبی، رنگین کمان و یا آبشار را تصورکرده و بر روی آن تمرکز کنید.

در وقت استراحت ناهار در کنار جای
خواندن روزنامه و یا به هنگام بیکار نشستن، 15 دقیقه مدیتیشن کنید.

اجازه
ندهید استرس ها هر روز بیشتر انباشته شوند و از روزی به روز بعد انتقال یابند. در پایان هر روز و یا آغاز روز بعد، زمانی را برای مدیتیشن اختصاص دهید تا اضطرابی را که در طول روز با آن مواجه بودید از میان برود.

بهتر است به صورت گروهی
مدیتیشن کنید زیرا مدیتیشن گروهی ساده تر است و در این حالت کمتر عوامل خارجی مزاحم شما می شود (مانند زنگ تلفن خانه).

یکی از مزایای مدیتیشن افزایش آگاهی
از آن چیزی است که در درون شما می گذرد. می توانید افکار منفی که در سر دارید و یا نگرانی ها و شک و تردیدی که ساخته ذهن خودتان است را شناخته و به وسیله مدیتیشن می آموزید که آنها را باور نکرده و از خود دور کنید.

فراگیری نحوه مدیتیش
کردن زمان می برد و اگر این کار به نظرتان خسته کننده و سخت بود از آن منصرف نشوید. اغلب مردم بعد از دوره کوتاهی از عدم توانایی خود برای ادامه مدیتیشن صحبت می کنند ولی آیا شما می توانید با یک جلسه تمرین سونات بتهوون را با پیانو بنوازید؟

در خانه محل مشخصی را برای این کار انتخاب کنید و به افراد خانواده متذکر
شوید تا به هنگام مدیتیشن در این محل مزاحم شما نشوند

. بهترين مكان براي مراقبه، جايي است كه بتوانيد به راحتي در آن بنشينيد يا دراز بكشيد تا عضلات و ماهيچه هاي بدن، كم كم و به تدريج شل شوند. مكاني كه كمترين عوامل براي پرت شدن حواس در آن وجود دارند.

بعد از مدتي و كمي تمرين قادر خواهيد بود كه در مكانهاي شلوغتر هم به راحتي مراقبه كنيد. مثلا در اتوبوس، قطار، مطب پزشكان و غيره

 

حالت بدن به شكلي راحت، بي حركت و در حال تعادل

اتخاذ يك حالت بدن خاص و ويژه، محور اصلي اكثر تكنيك هاي مراقبه بوده است. حالت بدن در تكنيك ؛ ذن ؛ خيلي مهم و با اهميت تلقي مي شود. يكي از ويژگي ها و خصوصيات پيشنهادي در حالتهاي صحيح مراقبه در بسياري از سنتها آن است كه ستون فقرات صاف و راست نگه داشته شود. ممكن است برخي از افراد كه دچار مشكلات جسماني هستند،ابتدا در هنگام اتخاذ چنين حالتهايي، احساس ناراحتي پيدا كنند. ستون فقرات به شكل يك خط صاف در مي آيد و وزن بدن در قالبي متعادل كه در آن ثقل و وزن نه كشيدگي و فشار عظلاني و ماهيچه اي، عامل موثر اصلي محسوب مي شود، در اطراف آن به حالت متعادل در مي آيد.

گر چه به طور قطعي ثابت نشده است، اما امكان دارد كه اين تغيير جهت و تنظيم مجدد خاص روي حالت و وضع ذهن و روان تاثير بگذارد. يك حالت نشسته براي مراقبه بهتر از دراز كشيدن است.

به اين دليل كه دراز كشيدن حالت عادي و طبيعي خوابيدن است و مراقبه به حالت دراز كش ممكن است به راحتي به خواب منجر شود. اگر جزء آن دسته از افرادي هستيد كه در خلال روز به راحتي خوابتان نمي برد، مي توانيد مراقبه را به شكلي نيمه لم داده يا دراز كش روي يك كاناپه يا صندلي راحتي بزرگ در حالي انجام دهيد كه كمرتان روي قسمت تكيه گاه آن قرار دارد و صاف است و سرتان به سمت عقب متمايل است.

اگر چه در حالتهاي مراقبه سنتي، كمر در حالت عادي صاف و راست نگه داشته مي شود، ولي نه خيلي شق و رق و قائم. اين حالت به حالت راحت، بي حركت و متعادل موسوم است. حالت و وضع صحيح و مناسب براي مراقبه را مي توان به عنوان حالتي راحت شرح داد:

هوشيا و آگاه و در عين حال آرام و راحت.

حالت راحت، بي حركت و متعادل، وضعيت مناسب و صحيح هوشياري و خودآگاهي و تمركز حواس و توجه را براي دستيابي به مراقبه اي موفقيت آميز، بهبود مي بخشد.

در شرق حالتهاي چهار زانو، با سري بالا گرفته و كمر در خطي قائم قرار گرفته براي مراقبه مطلوب و ايده آل در نظر گرفته ميشود. در وضعيت لوتوس يعني پاها به حالت چهار زانو قرار مي گيرند و كف پا روي ران گذاشته مي شود. و اين احساس خوبي براي وضعيت راحت و متعادل نشستن را براي مراقبه به شخص منتقل مي كند. اين حالتها ممكن است در آغاز براي كساني كه با آن آشنايي ندارند كمي سخت و دردناك باشد.

مي توانيد پاهاي خود را به راحتي روي زمين قرار دهيد. يا به حالت نشسته روي صندلي و دستانتان را به شكلي كه مي بينيد نگه داريد و دو انگشت وسط دو دست را به آرامي به يكديگر فشار دهيد و بر روي فشار دو انگشت تمركز كنيد.

اما حالتهاي ديگري نيز هست، شما روي يك صندلي راحت بنشينيد به طوري كه كف پايتان براحتي روي زمين قرار گرفته باشد دستانتان روي زانو يا دسته صندلي قرار بگيرد.

 

مي توانيد شكل ديگري از نشستن را انتخاب كنيد . يكي از اين اشكال يا تركيبي از آنها. مهم آنست كه شما راحت باشيد.

 

در اين حالت نوك انگشت شست و انگشت اشاره به يكديگر متصلند. و شما مي توانيد اين دو انگشت را به آرامي به هم فشار داده و روي فشار دوانگشت توجه كنيد.