...روحم پرانده بود نه پرنده و نه پرنده...
زن و من
خیابان
های یکطرفه
با سرسره های پیچ
در پیچ
من
دستهای زنی را در دست
گرفته ام
که مدتها پیش
دستهای زنی در
من
و من زنی را
«هیس ! ساکت حرف نزن»
صد ها هزار فکر
زن از من میگوید
ماربارو سیگاری است که من
دوست دارم وقتی زن با آن یا من، ماربارومن، با زن درحالیکه
همیشه سکوت است بعد
فکرهایی که
از زن با من بگوئید
و مردهای آنطرف
خیابان یکطرفه سوی دیگر خیابان را دید میزنند که
من های زیادی دست در دست زنانی
که همیشه
دستهای زنی در من
و من زنی را
که من با سیگاری روشن
زن میشوم
سه نقطه
26
سرد
مانند یک
تکه یخ
پشت موتوری فرسوده
نشسته ام و به امتداد جاده
نگاه میکنم
ذغال - ۶
23
ما بلوز یقه اسکی
هستیم
ما / صفائیه تا بلوار
ما / ساندویچ هایدا
...
ما حتی یک قوم نفرین
شده هم نیستیم
ذغال - ۵
20
سرنوشت
وقتی دستت را
جلو می آوری
و گرمای ذغال را روی
دستانت حس میکنی
شاکی میشوی
کارد میوه خوری
را بر میداری
و همه قانون های ننوشته را
پاره میکنی
ریز ریز
میریزی جلوی
پای مرد قانون
قانون
مثل سرنوشت
نوشته محتومی نیست
قانون
بیشتر شبیه
عقده های مردانیست
که همیشه حق تقدم را به
خانمهای بزک کرده داده اند
ذغال - ۴
10
همیشه همینطور است
وقتی میخواهی مثل دیوانه
ها
فرآموش کنی خودت را
زندگی را
خدا
مثل یک هویج
برابر چشمانت سبز میشود
دستش را می آورد بالا
و محکم
درون سوتش فوت میکند
ولی برای قوم نفرین شده ای
چون ما
همه چیز برعکس میشود
به خدا که میخواهی فکر کنی
خودت ، زندگی ، کار ،
هویج
حق تقدم با خانمهای
بزک کرده است
ذغال - ۳
برش
از تاریخی / زمان
زمانی برش از
تاریخ معنی میگیرد
که روی صندلی راحتی نشسته
باشید
و به گوته بیندیشید
همینطور که اشعار حافظ را
زمزمه میکنید
یک اتفاق دردناک
7
تکرار / تاریخ
تاریخ / تکرار
اینجا پر است از تکرارهایی
که تاریخ ... / تکرار
تکرار / تاریخ
گاهی زمان به قدر خودش
مستقیم نگاه میکند
گاهی زمین برای
نمایش اندامش دست و پا میزند
روزها برای روزها سیر
میگریند
وچون برای روزها
سیر گریستند
روزها برای روزها
تکرار برای تاریخ
تاریخ برای تکرار میگریند
[]
پرواز
یک مقدار مشکل میشود
اینکه از دوطرف بدنت دوبال
سفید رنگ دربیاوری
و با قدرت هرچه تمامتر
تکانشان بدهی
نگاهشان کنی و بگویی که
من گناهکار نیستم
من اهل جزایر اسکاندیناوی
نیستم
من خودم هستم با ملاحظه
اینکه متاسفانه یک انساتم
[]
یک تخم مرغ
با تمام جذابیتش یک تخم مرغ
است
گیریم تخم مرغها هم درد را
حس میکنند
اما من به هرصورت که نگاه میکنم
اهل جزایر اسکاندیناوی
نیستم
[]
یک پیرمرد
با نوه اش
کنار ساحلی
آرام نشسته است
وچه اتفاق دردناکی
وقتی کنار ساحلی آرام
با نوه ات نشسته
ای
[]
تاریخ برای تکرار میگرید
تکرار برای تاریخ
و دروغ
میان همه
تکرارها
خودش را کتمان میکند
ذغال - ۲
5
این اشکال ندارد
که مثلا با صدای بلند
قهقهه بزنید
و یا با کارد میوه خوری
دست خود را زخمی کنید
طریقه استفاده از چسب زخم
به همین سادگیست
روی بسته اش
به صورت مصور
آموزش داده شده
ذغال ۱
3
مترادف دیوانه
با کمی اغراق
دیوانه میشود
رنج گران اینکه
۵۰ درصد
مردم پذیرفته اند
دیوانه ها آدمهایی با
اشکال غیر هندسی هستند
سرنوشت
نوشته محتومیست
نه دست من و تو
و نه حتی دست سفید خدای
دیوانه
نمیتواند نظر ۵۰ درصد دیگر مردم را تغییر دهد
باری
ما یک قوم نفرین شده هستیم
خدای ما ۱۰۲۴ سال است که جان داده
...روحم پرانده بود نه پرنده و نه پرنده...